تبليغاتX
دختران ونوس

                                                   بنام  خالق هستی

آدمی هستی که خیلی خیلی موفقی  و تموم این موفقیت را که داری فقط وفقط از تلاش خودت می دونی غافل از اینکه ((این خداست که کمکت می کنه)) هر روز موقعیتت بهتر از روز قبل میشه اطرافیانت تا می تونن ازت تعریف و تمجید می کنند از توانایی هات میگن خلاصه همه اطرافت جمع شده اند و تو در مادیات غرق شدی و تو نیاز به وجود خدا را در خودت احساس نمی کنی اصلا فکر نمی کنی که اون چه جایگاهی تو زندگیت داره! یه اتفاقی میوفته انگار دیگه وضعیتت مثل قبل خوب نیست موقعیتت به خطر افتاده به هر دری می زنی تا خودتو بالا نگه داری ولی نمیشه همه ی درها به روت بسته شده میری سمت همونایی که تا دیروزکلی ازت تعریف وتمجید می کردند ولی دیگه اونا هم به تو اعتنایی نمی کنند از کنارت بی توجه می گذرند و تو فقط نگاهشون می کنی دیگه هیچ کس برات باقی نمونده همه تنهات گذاشتن ((ولی تو یادت رفته که خدا هرگز بنده هاشو روی زمین تنها نمیذاره))یکدفعه به یاد خدا میوفتی به سمتش میری بهش میگی که چقدر تنهایی و همه تو را با مشکلاتت تنها گذاشتن ازش می خوای که کمکت کنه تا دوباره سرپا بشی بهش قول میدی که خدایا اگه کمکم کنی قول میدم همون چیزی بشم که تو می خوای ،هرگز فراموشت نمی کنم صدای گریه وزاریت تا عرش خدا میرسه خدا صداتو می شنوه به فرشته هاش میگه بنده ی من از من کمک می خواد چطور می تونم در برابر خواهشش بی تفاوت باشم  من اونو به وجود آوردم ودوستش دارم من به اون کمک می کنم اون جز من پناه دیگه ای نداره پس بخشیدمش و از گناهش گذشتم همیشه منتظر این لحظه بودم که به سمت من برگرده، خدا خیلی مهربونه مهربونتر از اون چیزی که تو تصور کنی  هیچ کس به اندازه خدا مهربون نیست اون برای بنده اش همیشه بهترین ها رو خواسته  ولی گاهی اوقات این بنده شه که خواهان داشتن بهترین ها نیست خدا بهت کمک می کنه درهای رحمتش به روت باز میشه تو آروم آروم به موقعیت سابقت بر می گردی از خدا تشکر می کنی و بهش میگی که سر قولت هستی و اون رو قولت حساب می کنه آدمایی که تا دیروز بهت بی اعتنا بودن با دیدن موقعیت جدیدت واینکه همه چیز به وضع سابق برگشته دوباره به سمتت میان ((حالا خودت قضاوت کن چه کسی دوست بهتریه دوستانی که با دیدن مشکلاتت از اطرافت پراکنده شدن یا خدایی که در زمان سختی دستت رو گرفت و تو رو از بدبختی نجات داد ؟ دوستای زمینیت تو را فقط زمان خوشبختیت می خوان و زمان مشکلات ترکت می کنند در صورتیکه خدا هم در خوشی هات وهم در ناخوشی هات کنارت می مونه)) با اومدن اطرافیان و شروع دوباره تعریف وتمجید ها  تو دوباره فراموش می کنی که هر چی که داری همه از لطف و رحمت خدا به توئه نه فقط تلاش خودت باز هم فریب شیطان را خوردی؟ اراده تو در طول اراده خداست و تا اون نخواد برگ از درخت نمیوفته چه برسه به کارهای بزرگ ،دوباره روال گذشته را از سر می گیری انگار تو درست بشو نیستی  همه ی قول و قراراتو فراموش کردی؟

خدا نگاه می کنه می بینه نه تو اصلاح پذیر نیستی پس بهتره تو را به حال خودت رها کنه و هیچ چیز برای بنده بدتر از این نیست که خداش اونو به حال خودش رها کنه  ودیگه به اون توجهی نداشته باشه خدا میگه اگه انقدر مال دنیا برات عزیزه که من را فراموش کردی باشه... من انقدر از مال دنیا بهت میدم که دیگه هیچ وقت منو به یاد  نیاری تا در مادیات غرق بشی ولی در دنیای دیگه دوزخ را نصیبت می کنم که بد منزلگاهیه خداوند خودش در قرآن گفته که اگه ما به کسی که شایستگی نداره نعمتی عطا می کنیم فکر نکنه که این نعمت رحمت ماست بلکه اون عذاب الهییه تا اون شخص آنقدر با مادیات سرگرم بشه که همه چیز را فراموش کنه و بعد در دنیای دیگه دوزخ نصیبش میشه ...............................................................................................................................

تو چندین سال در غفلت زندگی می کنی یه شب احساس می کنی که چشمات سنگین شده نفست بالا نمیاد می خوای فریاد بزنی وکمک بخوای ولی صدات در نمیاد یکدفعه یه شخصی را روبه روت میبینی خوشحال میشی فکر می کنی اومده کمکت نگاه می کنی شبیه آشناهات نیست چه هیبت ترسناکی داره می ترسی به خودت میای میگی نکنه این همون فرشته مرگه ؟!!!!!!!!!!!!!!!! اون شخص دیگه مجال فکر کردن بهت نمیده جونتو میگیره و تو چقدر زجر می کشی بیهوش میشی وقتی چشم وا می کنی یه جای ناشناخته هستی یادت میاد که چه اتفاقی برات افتاده تو مُردی ، چند نفر میان می خوان کشون کشون ببرنت طرف جاییکه شعله های آتش زبانه می کشه  می فهمی جهنمه تو میگی من که کاری نکردم اونا میگن قولی که به خدا داده بودی را فراموش کردی  فریاد میزنی و میگی خدایا منو به دنیا برگردون تا کارهای خوب انجام بدم واز صالحان بشم خدا میگه برای تو دیگه فرصتی نیست من یه بار به تو فرصت دادم ولی تو ازش استفاده نکردی پس حالا باید طعم آتش جهنم را بچشی داد و فریاد میزنی  و اونا دارن کشون کشون میبرنت یکدفعه....................................................................................

چی شد؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟............................. از خواب بیدار میشی ، خوابیده بودی؟ آره......................

داشتی خواب میدیدی خدا یه بار دیگه بهت اخطار داد  ببین خاطرت چقدر برای خدا عزیز بوده که بهت همچین اخطاری داده خب تو حالا وقت واسه جبران داری ((خدا هر کس را که بخواد هدایت می کنه)) خدا به برگشتن بنده هاش به درگاهش همیشه امیدواره ، وقتو از دست نده فرصت برای جبران هست از همین حالا شروع کن به سمتش برو و خودت را اصلاح کن

منظور از ((تو))  همه ی آدم هایی هستند که متاسفانه در خواب غفلتن و خدا رو فراموش کردن ولی خداوند به هدایت اونا امیدواره و همیشه راه برگشت به سمت خدا هست پس تا دیر نشده اگه خدا را فراموش کردیم به سمت خدا برگردیم.

           خدا منتظر برگشتن بنده هاشه بیاید منتظرش نذاریم

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و پنجم آذر 1388ساعت 0:10  توسط دختران ونوس | 

                                              بسم الله الرّحمن الرّحیم

مَن کُنت مَولاه فهذا علیٌ مَولاه اللهم و ال مَن والاه وعاد مَن عاداه

اِنّما وَلِیُکُمُ الله و رسولُه و الذین آمنوا الذین یقیمون الصلوة و یوتون الزکوة وهم راکعون

{ولی امروز یاور شما تنها خدا ورسول وآن مومنانی هستند که نماز بپا داشته و به فقیران در حال رکوع زکوة می دهند}

آگه نه ای مگر که پیمبر که را سپرد

                                      روز غدیر خم زمنبر ولایتش؟

آن را سپرد کایزد مردین و خلق را

                                     اندر کتاب خویش بدو کرد اشارتش

آن را که چون چراغ بدی پیش آفتاب

                                     از کافران شجاعت پیش شجاعتش

آن را که در رکوع غنی کرد بی سوال

                                    درویش را به پیش پیمبر سخاوتش

آن را که هر شریفی نسبت بدو کنند

                                   زیرا که از رسول خدای ست نسبتش

آن را که کس به جای پیمبر جز او نخفت

                                  با دشمنان صعب به هنگام هجرتـــش

آن را که مصطفی ،چو همه عاجز آمدند

                                 در حرب روز بدر بدو داد رایتـش

شیری،مبارزی،که سرشته ست کردگار

                                 اندر دل مبارز مردان محبتـش

در بود مر مدینه ی علم رسول را

                                 زیرا جز او نبود سزای امانتش

گر علم بایدت به در شهر علم شو

                                تا بر دلت بتابد نور سعادتش

(ناصر خسرو ،دیوان)

 

                        عیـــــــــــــــــــــــــــد غــــــــــــــــــــــــــدیر خــــــــــــــــــــــــــــــــم

                        مبــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــارک بـــــــــــــــــــــــــاد

 

+ نوشته شده در  یکشنبه پانزدهم آذر 1388ساعت 0:25  توسط دختران ونوس | 

                                      بنام خداوند بخشنده ی مهربان

یاد آر وقتی که ابراهیم عرض کرد پروردگارا این شهر (مکه) را مکان امن وامان قرار ده و من وفرزندانم را از پرستش بتان دور دار(35)پروردگارا این بتان و بت تراشان بسیاری از مردم را گمراه کردند پس هر کس پیرو من است او از من است وهر که مخالفت من کند خدای بخشنده ومهربانی(36) پروردگارامن ذریه وفرزندان خود را بوادی بی کشت وزرعی نزد بیت الحرام تو برای بپا داشتن نماز مسکن دادم بار خدایا تو دلهای مردمان را بسوی آنها مایل گردان و به انواع ثمرات آنها را روزی ده باشد که شکر تو به جای آرند.(37)

سوره ی ابراهیم آیه های (37 36 35)

و یاد آور ای رسول که ما ابراهیم را در آن بیت الحرام تمکین دادیم تا با من هیچ انباز و شریک نگیرد و به او وحی کردیم که خانه مرا برای طواف حاجیان ونمازگزاران و رکوع و سجود کنندگان پاک وپاکیزه دار(26) و مردم را به ادا مناسک حج اعلام کن تا مردم پیاده و سواره از هر راه دور بسوی تو جمع آیند(27) تا در آنجا منافع بسیار برای خود فراهم بینند و نام خدا را در ایامی معین یاد کنند که ما آنها را از حیوانات بهائم (شتر وگوسفندو غیره)روزی دادیم تا از آن تناول کرده وفقیران بیچاره را نیز طعام دهند(28) سپس تا مناسک حج و حلق وتقصیر به جای آرند و به هر نذر و عهدی که در حج کردند وفا کنند و طواف کعبه را گرد خانه عتیق به جای آرند(29) و ما برای هر امتی شریعت و معبدی مقرر فرمودیم تا به ذکر نام خدا پردازند که آنها را از حیوانات بهائم روزی داد پس بدانید که خدای شما خدائیست یکتا همه تسلیم فرمان او باشیدو ای رسول ما تو متواضعان و خاشعان را بشارت ده(34) آنهائیکه چون یاد خدا کنند دلهاشان هراسان شود و هر چه مصیبت بینند صبور باشند و نماز بپا دارند و از آنچه روزیشان کردیم انفاق می کنند(35) و نحر شتران (فربه) را از شعائر حج مقرر داشتیم که در آن قربانی شما را خیر وصلاح است پس هنگام ذبح آن تا بر پا ایستاده نام خدا را یاد کنند و چون پهلویش به زمین افتد از گوشت آن تناول نموده و به فقیر و سائل هم اطعام کنید خدا این بهائم را مسخر و مطیع شما ساخته تا شکر نعمتهای خدا به جای آرید (36) و بدانید که هرگز گوشت این قربانی ها نزد خدا به در جه ی مقبول نمی رسد لیکن این تقوای شماست که به پیشگاه قبول او خواهد رسید و این بهائم مسخر شما ساخته تا خدا که شما را هدایت فرمود تکبیر و تسبیح گوئید و تو ای رسول نیکوکاران را بشارت ده(37)

سوره ی حج آیه های(37 36 35 34 29 28 27 26)

            عیــــــــــــــــــــــــــد قربــــــــــــــان مبــــــــــــــــــــارک

                                عاشقان عیدتان مبارک

+ نوشته شده در  جمعه ششم آذر 1388ساعت 23:23  توسط دختران ونوس | 

                                             بنام خداوند یکتا و بی نیاز

دخترک از پشت پنجره اتاقش به آسمون نگاه می کرد ابرهای توی آسمون با رقص باد آروم آروم به هم نزدیک می شدند رنگ آسمون آروم آروم تغییر می کرد تیره می شد دخترک با خودش فکر کرد یعنی دل آسمونم مثل دل من گرفته می خواد بباره؟آسمون صداشو شنید وگفت:وقتی ابرهای من از دوری هم بی تابی می کنند و برای رسیدن و در اغوش گرفت هم بی قراری می کنند خدای مهربونی ها باد و به حرکت در میاره و به سمتشون می فرسته و باد هوهوکنان می رقصه ومی رقصه تا لحظه ی وصال رو نزدیک تر کنه ابرها همینکه بهم میرسند از شوق دیدن هم اشکاشون جاری میشه ومی بارن ابرها با اشکاشون زمینو سیراب می کنن وبارونی که از ابرهای من می باره نشونه ی عشقه عشق بازی ابرها دخترک می دونی که من آفریده خدام و اون منو فقط وفقط بخاطر عشق به تو آفریده خدا همیشه چشم به راه توئه و برای رسیدن لحظه ی دیدارش باتو لحظه شماری می کنه(بندگان من اگر می دانستند که چقدر مشتاق دیدارشان هستم هر آینه از شوق جان می سپردند)خدا ابرها رو می فرسته که تو سرتو برای دیدن آسمون و اینکه می خواد بارون بباره  به سمت آسمون بگیری شاید اونوقت یادت بیفته که خدایی هم وجود داره ........................................................................................................................

سرتو به آسمون بگیر دخترک بارونی که از من می باره رحمت وعشق خدا به توئه شکر گذار باش شبانه روز دستاتو به سمتش بالا بگیر اونوقت ببین چطور فرشته ها به دستات بوسه میزنن دستایی که به سمت پروردگارشون و برای شکر گذاری از اون بالا برده شده دخترک دیگه صدای آسمونو نمی شنید تو دلش حس قشنگی به وجود اومده بود با تمام توانش فریاد زد خدایا دوستت دارم و می خوام زیر بارون رحمتت خیس بشم قطرات بارون روی صورت دخترک می غلتیدن و با خوشحالی از روی گونه هاش سر می خوردن و می اومدن پایین دخترک دستاشو به سمت اسمون گرفت و اروم توی قلبش گفت خدایا بخاطر همه ی نعمت هایی که بهم دادی ازت ممنونم دوستـــــــــــــــــــــــــــت دارم و فراموشت نمی کنم

خــــــــــــــــــــــــــــــــــــدایا دوستـــــــــــــــــــــــــــــــــت دارم

خــــــــــــــــــــــــــــــــــــدایا دوستـــــــــــــــــــــــــــــــــت دارم

+ نوشته شده در  جمعه ششم آذر 1388ساعت 23:19  توسط دختران ونوس | 
 
صفحه نخست
پست الکترونیک
آرشیو وبلاگ
عناوین مطالب وبلاگ
درباره وبلاگ
ونوس مظهر زیبایی وعشق ومحبت است که نشان از عظمت واقتدار خالق آن دارد سیاره ی ونوس نشانه ای از نشانه های خداست ونوس با زیبایی شگفت انگیز خود همه را مسحور خویش می کند ونوس از دوست داشتن ها می گوید از مهر ، از محبت، از پاکی وبی آلایشی ، از گذشت ، از بخشش ونوس همه این ها را بی منت بر دیگران ارزانی داشته بیایید ما هم مانند ونوس باشیم از جنس ونوس
دختران ونوس

نوشته های پیشین
آذر 1388
مهر 1388
شهریور 1388
پیوندها
سوسانو
محمدرضا گلزار عزیز
بهترین عکس ها
 

 RSS

POWERED BY
BLOGFA.COM